سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
مهربان مادر من،بزرگوار پدر من یادان همیشه همچون تپش دائم قلبم .

مهربان مادر من،بزرگوار پدر من یادان همیشه همچون تپش دائم قلبم .


متن زیر در تاریخ3/4/86، ساعت: 11:12 صبح نوشته شده است.

¤ نعیم هر دو جهان

سلام دوستان


به خدا انصاف نیست سری به این وبلاگ بزنید ونظر خوبی از خود نذارید


این وبدون پدر ومادرها خیلی با ارزش هستند پس ارزش وجود اونها رو بدون وخالصانه از اونها برای منهم بگو.


متشکرم


نصیحتی کنمت بشنو وبهانه مگیر


هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر


¤ نویسنده: زهره صفی آریان

دوست خوبم تو تا چه حد قدر بزرگانت رو میدانی؟

متن زیر در تاریخ3/2/86، ساعت: 11:0 صبح نوشته شده است.

¤ آنچه معبود بخواهد همان است
 

خوبان تا زمانی که همراهی را در زندگی داریم شاید به ارزش اونها ندونسته پی نبریم اما همینکه از اونها دور افتادیم می فهمیم که چه غنیمتی رو از دست داده ایم

ما امانتی بودیم از خدا به پدر ومادرمون بخوبی از اوان زندگی حمایتمون کردند تا اینکه پدرم ما رو به مادرم سپرد وبعد مادرم ما رو به جامعه البته با تربیت خوب اعمال شده سپرد.

اما امان از اینکه مارو رها کرده وتنهایمون گذاشتند حال متوجه نبود سایه ی مهربانی و با عزت اونها شدیم که حال باید برای آیندگان همانا باشیم که اونها برایمان بودند.

اما شما  اگه با همراهان خود هستید قدر وجود با ارزششون رو بدونید وبدونید که اگه برایشان خوب باشید دعاهای خیر اونهاست که زندگی رو برای شما خوش آیند میکنه.

¤ نویسنده: زهره صفی آریان

دوست خوبم تو تا چه حد قدر بزرگانت رو میدانی؟

متن زیر در تاریخ11/1/86، ساعت: 7:28 صبح نوشته شده است.

¤ هنگامیکه چشم فرو بست

از همان لحظه که پدر بزرگوارم چشم از این دنیا بست وجودم آکنده از تنهائی شد دیگه دونستم که دیگه توی این دنیا حرفی برای گفتن ندارم فقط خوش دارم که  از من نرنجید دعاهایش همراه منست


همان لحظه که چشم فرو بست  همان آوای دلنشین قرائت قرآن با صدای آن بزرگوار در خونه مون خاموش شد دیگه هر کدوم از ما به گوشه ای گوشه نشین شدیم نبود اون بزرگوار سخت زجرمون میداد وحال دونستیم که چه ارزش والائی رو از دست داده ایم


اما همواره همراه منست آن وجود پدرانه او.


روحش شاد باد آن بزرگوار پدر.


¤ نویسنده: زهره صفی آریان

دوست خوبم تو تا چه حد قدر بزرگانت رو میدانی؟

متن زیر در تاریخ27/11/85، ساعت: 1:11 صبح نوشته شده است.

¤ بزرگوار پدرم

پدر:تنها تک چراغ زندگی. تو آن بودی که چون علی گونه با مشکلات زندگی



 دست وپنجه نرم میکردی .تو آن بودی که با سخاوتمندی هایت خانوارهائی را از



فقر وبیچارگی رها میکردی چه خوش دارم که بدون هیچگونه ریاحی  دست به



این امور خداپسندانه داشتی دلت دریای بیکران وجودت استقامت کوه، اثرت تابش



 گرمای خورشید .تو بودی چونکه تو بودی عنوان میکنم که بهترین بودی.از تو



فهمیدم که:



پدر یعنی:ستیز کردن با بدیها. بامشکلات سخت کنار آمدن



پدر یعنی :تعصب در زندگی داشتن



پدر یعنی:بودن واثر بخشیدن



پدر یعنی:حامی بودن



پدر یعنی:جاده های زندگی را باشجاعت هموار کردن



پدر یعنی: امیدواری کردن



پدر یعنی: در حیات زندگی دادن ودر غیرحیات سایه به سایه همراه بودن



پدر یعنی:هدایت کردن



پدر یعنی:سخی بودن



پدر یعنی:یاری کردن



پدر یعنی :ناجی بودن  و از خدا مددخواستن



بهترین ،پدر خوبم، عمری را گذراندم اما همچون تو نیافتم روحت قرین رحمت الهی.


¤ نویسنده: زهره صفی آریان

دوست خوبم تو تا چه حد قدر بزرگانت رو میدانی؟

متن زیر در تاریخ27/11/85، ساعت: 1:8 صبح نوشته شده است.

¤ همیشه زیباترین کلام مادر

مادرزندگی را احساس کردن .بیاد آن همه خوش آمد گوئیهای صادقانه ات . بیاد آن همه مهر ومحبت همیشه یکرنگت.چه شد که دست تقدیر ترا از من گرفت وعمری چشم به راهت گذاشت .مهربان مادر من تو خوب بودی چه شد که در یک لحظه فقط یک لحظه روح پاکت بسوی معبود یکتا پرواز کرد وما را در غم بی تو بودن تنها گذاشت .






مادریعنی: زبانم قاصر است از توجیه تو بهترین






مادریعنی: تفهیم زندگی کردن






مادر یعنی:مهر خالصانه داشتن






مادر یعنی :ایجاد گرما وروشنائی در زندگی






مادریعنی:امید دادن و به امیدواری رساندن






مادر یعنی :هدایت به راه درست






مادر یعنی: واژه واژه زندگی






مادر یعنی: روشنائی در ظلمت






مادر یعنی:خورشید زندگی






مادریعنی:آغوش گرم وصمیمی داشتن






مادر یعنی: امید دادن  






مادر یعنی:بهترین وبهترین






مادر یعنی:بازهم زبانم قاصر از توجیه نام بزرگت ای بهترین






مهربان مادر من چند روزی به سومین سالگرد پر کشیدن بسوی خدای متعال نمانده که آن لحظات غمزده ازدست دادن ترا دوباره قلب مرا بدرد می آورد روحت قرین رحمت الهی.


مهربانتر از تو هم مگه میشه در این دنیا پیدا کنم؟ ای نازنین مادر من مگه میشه دلواپسیهایت رو در مورد خودم از یاد ببرم از آن لحظه که شنیدم آره شنیدم که دیگر در برم نیستی اگه تنها بودم بدون تنهای تنهاشدم . چه خوش داشتم بی قراریهای زمانه رو تو یاریم میدادی چه خوش داشتم صبوری رو در لحظات زندگیم درس می دادی .چه خوش داشتم با تمام وجود بنام مادر صدایت می کردم .اما دریغ از روزگار که حسد بروجود نازنینت کرد وترو از ما گرفت .روحت شاد باد ای نکو نام مادرم.


¤ نویسنده: زهره صفی آریان

دوست خوبم تو تا چه حد قدر بزرگانت رو میدانی؟


¤ لیست کل یادداشت های این وبلاگ

خانه
شناسنامه

پارسی بلاگ
پست الکترونیک
 RSS 

کل بازدیدها: 4004

بازدید امروز : 1

بازدید دیروز : 11

منظور من

مهربان مادر من،بزرگوار پدر من یادان همیشه همچون تپش دائم قلبم .
زهره صفی آریان[5]
کسیکه در برابر خطرات ایستادگی میکند و مضطرب نمیشود خویش را تا حد شجاعت می پندارد .شجاعتی برابر با تواضع انسانی. چون فضیلت اخلاقی مرتبط با پیشرفت است مبارزه با لذت دشوارتر از مبارزه با خشم است وفضیلت همواره با امور دشوار سر وکار دارد زیرا چیز خوب هر چه دشوارتر بدست آید بهتر جلوه میکند.

لینک به وبلاگ

مهربان مادر من،بزرگوار پدر من یادان همیشه همچون تپش دائم قلبم .

اشتراک در خبرنامه

 

جستجو در وبلاگ

جستجو در متن یادداشت ها و پیام ها!